امروز مادرشوهرم تماس گرفت گفت بیا اینجا میخوان برا دخترم عیدی بیارن منم بهونه کردم که حالم خوش نیس ولی شوهرمو فرستادن دنبالم بعد رفتیم خونشون شوهرم بعد اینکه فوتبالو دید منو برد طبقه بالا یکم کنار هم بودیم بعد اینکه من ......شدم گفت دیگه بریم مهمونا الان میان بعد یکم لوسم کردو اومدیم پایین ولی از اون لحظه تو ذهنمه که چرا صبر نکرد خودشم ....بشه خیلی ناراحتم دلیلش چی میتونه باشه مگه میتونن مردا صبر کنن بدجور افکارم بهم ریخته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خداییش چرا بعضیا انقد جبهه میگیرن خب یه سوال پرسیدم گفتم چار نفر بیشتر تجربه دارن گناه کردم مگه موضع میگیرین که خواسته مارو ناراحت کنه یا بما چه واقعا که