نمیدونم چجور بگم ولی خب مشکلات من از ۱۳ سالگی شروع شد همش میترسیدم چیزیم بشه با حرف بقیه خیلی عصبی میشدم تو دعوا بقیه همش استرس میگرفتم و با چیزای الکی گریه میکردم.
ی شب خوابیدم صبح که بلند شدم پایین قسمت کلیه سمت راستم بشدت درد میکرد جوری که اصلا نمیتونستم تکون بخورم زدم توی گوگل گفته بود اپاندیسه و گفته بود اگر سریع پیگیری نشه ادم میمیره من خیلی زیاد ترسیده بودم وسواس فکری داشت نابودم میکرد اون شب نه خودم ارامش داشتم نه خانوادم مامانم ترسید همون شب بردنم دکتر،دکتر گفت اپاندیسش چیزیش نیس
نمیدونستم اون درد چجور اومد سراغم
چند روز گذشت ی سردرد شدید اومد سراغم بازم زدم توی گوگل گفته بود تومور مغزی دارم باز بیشتر میترسیدم تااینکه مامانم بردم مشاوره بهم قرص اعصاب و ارامبخش داد که من کلا اینارو فراموش کردم ،،ولی بازم اومده سراغم
الان که ۱۸ سالمه بیشتر فکر تو سرمه
۱۰ روزه شونه سمت چپم و رگ مچ دست چپمو سمت کنارا زیربغلم ی تیر اروم میکشه و بعضی وقتا تو دست و شونه سمت راستمم حس میکنم ولی وقتی سرگرم میشم کاملا دردش میره
بعضی وقتا قلبم تند تند میزنه اونموقع توی ذهنم اشوبه که من الان یچیزیم میشه بااینکه اگر خودمو سرگرم کنم دردش میره
دارم روانی میشم همش فکر میکنم قلبم مشکل داره تو افکارم هزار تا حرفه که میگم من مشکل دارم و مریضم با خودم میگم مریضی قلبی دارم باز بیشتر میشه استرسم..
به مامانم میگم میگه بخاطر عصبی بودنته
چیکار کنم دیگه