ببین من هزار برابر حال تورو کشیدم
این چندوقته هم دیدم یسری حرفا زدی راجبم مث اینکه حسودم و ذات ندارمو بازم چیزی نگفتم...
ولی منم اونی ک تو میگی نیستم
تو اگه گفتی کار قبول شدی من بخاطر شرایط کشور و اون جایی که قرار بود بری گفتم خطرناکه اگه یادت باشه احیانا؟
وگرنه قبلا غیر این بودکه میگفتم بگرد دنبال کار هرروز میگفتم رفتی یا نرفتی؟(اینارم یادت نره!درضمن تو عکس کارتتو فرستادی که میخای بری جنوب و تو دوران چ.نگ که کشتی هارو میزدن من واقعا هرلحظه به یادت بودم که حالت چجوره شمارتم تو هیچ اپی نبود گشتم دنبالت حتی اینجاهم ولی نبودی /نت که وصل شد تو ساجستای اینستا دیدمت و اینم بگم وقتی دیدم ازدواج کردی خدا خودش شاهده که چقدر خوشحال شدم حتی واسه تاپیک بچه دار شدنت/ولی تو فک کردی من حسودی میکنم...)
من نمیخام چیزیو بهت ثابت کنم حتی خیال این نزنه به سرت که میخام برگردم چون میدونم هیچ چیزی مثل قبل نمیشه
صرفا بخاطر این ریپ زدم که بهت بگم اگر فکر کردی کارما پس ندادم بیا برات تعریف کنم زندگیم چجوری شد تا شاید دلت خنک بشه شبایی رو گذروندم صد برابر سختتر که تا صب تو خیابون زجه میزدم.. و اینکه یسری چیزا برات سوتفاهم شده...
و با شناختی که ازت دارم اگر اروم میشی سوتفاهماتو یا حتی ناراحتیاتو جا اینکه تاپیک بزنی اینطوری قضاوتم کنی به خودم بگو در غیر این صورت این چیزایی که میگی من نیستم منم حرفای خودمو دارم یه طرفه نمیتونی بری
منتی ندارم ولی کل دوسالو تو یکماه ختم نکن