حالم از مادر همسرم بهم میخوره و ازش متنفرم
پاتختی گرفت تو خونش برای من یک صندلی از بیرون نگرفت و همه فامیل من خاله هام و عمم رونشووند پایین فامیل های خودش همه رو مبل دوتا صندلی خراب واقعاااااا خراب هم داشت مامان بنده خدا منو نشوند روش با عمم رو اونم مدام بلندشون میکرد که اینو برداریم اون برداریم عمم و خالم ناراحت شدن
حالا که بچم میخواد به دنیا بیاد مامانم خونش مهمونی گرفته و به اونا هم گفته مهمون دعوت کنید و مادر همسرم با پرویی تمام میگه صندلی هم گرفتید؟ من الان باردارم حالم از خودم بهم میخوره که نمیتونم جواب این زنیکه رو بدم بگم مگه خودت صندلی گرفته بود ی؟