من آدم مذهبی معتقدی بودم به شدت انقدر هم آرامش داشتم
بعد افتادم با خانواده بابام اینا قرتی مرتی شدم
واقعیتش همه چی رو بردم برای خودم زیر سوال
آرامش رو از دست داده بودم همش حس میکردم خدا دوستم نداره
با پارتنرم که آشنا شدم آدم مذهبی هستش نسبتا باز به خدا نزدیک شدم خیلی راضیم