خسته و درمانده از مقصدی ک هرچی براش تلاش میکنی دورتر ودورتر میشه...
خسته شدم ولی هنوز ناامید نشدم مطمئنم ی روزی قشنگ برام میچینی میدونم اونروز دور نیس..
نمیدونم چرا ساعت سه نصف شب بیدارشدم و به دلم افتاد شله زرد بذارم برنج و خیس کردم و...
الان قابلمه شله زرد رو گازه...
انشالا حاجت روایی همه
خدایا به امید ومرحمت و رحمت خودت بنده ای دست خالی برنگرده از درگاه پرخیر و برکتت انشالا منم ب آبروی خوبان درگاهت ناامید نشم
ب امید صاحبخونه شدن همه مستاجرا🙏🙏