عشقتو نبینی صداشو نشنوی ازش دور باشی کسی ک هر روز چ نزدیک یا از دور همو میدید حرف میزدید بغلشو حس کردی
یهو بره و تو بمونی
و میدونم هنوز دوسم داره چون برا هم میمیردیم
زندانه دلیلشو نپرسید نمیگم جرمشم سنگینه خاهرش شمارمو نمیده بش معلوم نیست راجبم چی بهش گفتع من دیگه دارم از دلتنگی میمیرم دیگه صبر ندارم خسته شدم اگه خدا بهم بگه یه چیزی همین الان ازم بخا مییگم میخام ببینمش خسته شدم جام بودید چیکار میکردین ؟!