سلام مادر شوهرم چرخشی پیش من و جارزا دیگم هست ولی هروقت مریض هست و مشکل داره میاد پیش ما
اقا ی هفتست میگه اذیتم منم مث دخترش دوا درمونش کردم
بعد خیلی حرص میخورد ک من افتادم رو دست شما گرون و فلان
حرص میخورد ب ا پسرش و هزینه هاش
منم هی میگفتم فلان دفع بادفترچه فلانی بردیم هزار تومن ندادبم
خ اهرم همه نوبتارو می.رفت هی میگفتم خداروشکر اذیت نشدیم
الان رفته ب شوهرم گفته ک شما برامن خرج کردین زنت منت میزاره بخدا من ایطور گفتم ک غصه نخوره
بعد هم گذاشته رفته خونه اون پسرش
شوهر منم ناراحت رفت خوابید
از منم ناراحته
ببین شانس منو
شما بودین چ میکردین