دقیقا , همسایه بیشعور و دعانویس و جادوگر ما همش گیر میداد ، ببین خدا شاهده هر دو سه روز یک بار تخم مرغ روش نمیدونم چیا مینوشت میندازخت دم درمون
هیچی دیگه منم مثل خودش ، زنگ زدم مامور اومد تعهد داد ، کل همسایه ها هم ، دیدن حالشو جا آوردم
چاره ای نداشتم ، دادم داییم نگه داری کنه ، دیگه وابستگیه دوتامونم کم شده