پسرم هفده ماهم تازه استفراغ کرده وتب داره ،شوهرم شیش روزه زنگ نزده بگه حال بچم چطوره،رفته ماموریت ،کاری باخودمندارم که باخودم سرده،ولی بخاطر بچم خیلی ناراحتم که شوهرم حتی زنگ نمیزنه بگه حال بچم چطوره،حالا اگر بچهایه خواهراش یا برادراش باشنخودشو میکشه براشون،خدا لعنتش کنه تازه پسرم استفراغ کرده خیلی گریه کردم براش،اونوقت مادرش که خدا لعنتتش کنه میگه بچه مال خودمونه شوهرمم همینطوره فقط حرفایه مادر عوضیشو تکرار میکنه وبه من زخمزبون میزنن،ولی یکیش زنگ نمیزنه بگه حال بچت چطوره،شوهرم قبل از ازدواج کلی اصرار کرد که ازدواج کنیم با اینکه خانوادش مخالف ازدواجمون بودن ولی پافشاری کرد ولی بعداز ازدواج یه حرف خوب بهم نزد همش حرف سرد زد وبی محبتی کرد،من خودم شاغلم نیازی به پول شوهر ندارم میتونم خرج خودمو وبچمو بدم ولی از طلاق میترسم،ازحرفای مردم