2777
2789
عنوان

تا حالا شده

110 بازدید | 23 پست

تا حالا شده وقتی دراز میکشید حس کنید از جمستون فراتر هستید و احساس پخش شدگی داشته باشید تو فضای اتاق

انگار مرز بین پوستتون و محیط اطراف از بین بره؟

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

این اسمش گستردگیه که توی عرفانم هست

بله توی عرفان هم دنبالش کردم و دلیلش رو فهمیدم میخوام ببینم بقیه هم اینو حس میکنن

شما تجربشو دارید؟


در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

راستش من مسخ میشم و استرسم به حد خودش رسیده و دلم سنگینه هیچ استرسی الان ندارم ولی مسخ اومد سراغم و افکار اینکه به کسایی ک دوسشون دارم اسیب بزنم اصلا ناراحت نمیشم ولی یک دقیقه بعد بابت حسم عذاب وجدان و استرس میگیرم چون اصلا نمیخوام اسیب بزنم

من کلاسای عرفانو رفتم ولی اینو نتونستم تجربه کنم

هنگام لمس رودخونه یا لمس درخت و سنگ و زمین چی آیا این یکپارچگی رو اونجا حس نمیکنی؟

انگار یه تیکه از اون طبیعتی که داری لمسش میکنی

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

راستش من مسخ میشم و استرسم به حد خودش رسیده و دلم سنگینه هیچ استرسی الان ندارم ولی مسخ اومد سراغم و ...

نه این حس با مسخ شدگی متفاوته

این حست از یه اضطرابه که توی وجودت گیر افتاده

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

ن

یه روز میفهمی منتظر موندن، فقط زمانت رو ازت میدزده. هیچکس قرار نیست از راه برسه و زندگی ای رو بسازه که ساختنش وظیفه ی خودته.آدمها شاید کنارت باشن، شاید تشویقت کنن، اما هیچکس نمیتونه به جای تو بجنگه، به جای تو درد بکشه یا به جای تو بلند بشه.قوی بودن یعنی با همون قلب خسته، با همون زخمهایی که هنوز خوب نشدن، دوباره راه بیفتی. و لبخند بزنی:)

حس یکپارچگی با جهان پیرامون چی؟مثل یکپارچگی با آب خاک درخت

ن

یه روز میفهمی منتظر موندن، فقط زمانت رو ازت میدزده. هیچکس قرار نیست از راه برسه و زندگی ای رو بسازه که ساختنش وظیفه ی خودته.آدمها شاید کنارت باشن، شاید تشویقت کنن، اما هیچکس نمیتونه به جای تو بجنگه، به جای تو درد بکشه یا به جای تو بلند بشه.قوی بودن یعنی با همون قلب خسته، با همون زخمهایی که هنوز خوب نشدن، دوباره راه بیفتی. و لبخند بزنی:)

اره منم تجربه کردم دو سه بار وحشت کردم و دیگه دوست ندارم حتی بهش فکر کنم

ترس نداره که خیلی حس لذت بخشیه دارم روش کار میکنم که بتونم از فضای اتاق فراتر برم

اون حس کرختگی و در عین حال آزادی

اینکه در عین واحد هم خودتی هم زمینی هم مبلی انگار پخش میشی

در حال پیدا کردن تیکه های خودمم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792