هر موقع پدرمو میبینم یاد حرفاش و کاراش قلبمو عذاب میده
.... مثلاً موقع عروسی من جهاز برام نخرید و در مقابل اصرار مادرم برای خرید جهیزیه برگشت گفت دخترو ولش کن بیا پولامون رو پس انداز کنیم برای ازدواج پسرمون که سریع تر ازدواج کنه برامون بچه بیاره
قلبم درد میگیره ۸ سال از اون موقع میگذره ولی نمیتونم ببخشم این یکی از کاراشه خیلی چیزای دیگه هس