به نظرم چهل سالگی سن خوبیه از این نظر که نه اونقدر جوونی که تصمیمات نسنجیده بگیری یا سردرگم باشی نه انقدر پیری که بدنت به کهولت رسیده باشه، نه اونقدر جوونی که کوچیک بودن بچه ها دست و پاتو ببنده نه بچه هات انقدر بزرگن که به مشکلات نوجوونی و جوونی رسیده باشن ولیییییییییییی مشکلی که من باهاش دارم اینه که سن متوقف نمیشه و راستش توی پنجاه سالگی که بعد از این به سرعت بهش نزدیک میشیم نه تنها هیچ کدوم این خوبیا نیست بلکه یائسگی و به هم ریختن هورمونها و از بین رفتن طراوت هست. به شخصه از پنجاه سالگی می ترسم چون سن یائسگی سنیه که طبیعت از باروریت ناامید میشه و رسما افولت آغاز میشه😕
در مورد بچه دار شدن توی این سن باید بگم که واقعا نمیشه برای همه یه نسخه پیچید من اگه الان بچه ی سومم رو بیارم مادر بهتر و عاقلتری خواهم بود و اشتباهاتی که در کوچیکی اون دوتا داشتم کمتر میشه ولی به عنوان کسی که خودم توی ۳۸ سالگی مادرم به دنیا اومدم و مادرم هم اتفاقا پایه و پرانرژی بود ولی همیشه به خصوص الان که سن مادرم بالا رفته به همسرم و دوستام که والدین جوون دارن و هر لحظه استرس از دست دادنشون رو ندارن حسرت می خورم