دو ماه پیش بود با موتورش رفتیم تهران ...
ترک موتورش هوای خیابون ولیعصر ...تو اینه موتور منو میدید منم اونو فک کردم بالاخره زندگیو بردم بااینکه دلم بدجور قبلش شکسته بود ...
فیلمی ک باهم رفتیم دیدیم ...شبش دعوا شد و اونجا همه چی تموم
هنوزم نمیدونم چرا دلم براش تنگ شده نمیخواستم از دستش بدم پسرخاله دوستم بود
دلم میخواد برگرده
چیکارکنم