من اصلا مادر قوی نیستم😔خستممممممممممم از بار مسئولیت همش میگم بیخیال باشم که بچم عینکی شده اون با شماره بالا تا کی باید ناراحت بشم اصلا هیچی به چشمم نمیاد نه دوست دارم غذا بپزم نه خونه مرتب کنم نه میتونم بخوابم هی بیخیال میشم باز چند دقیقه بعد عین وسواس میشم نکنه از اینی ک هست بدتر بشه زندگیم انگار عوض شده قبلا اینقد خوشحال بودم الان نمیدونم انگار یه دلهوره به زندگیم اضافه شده که باید همیشه نگران باشم دلم برا بچم میسوزه 😭😭کاش فقط همین عینک بود هرروزه چشم سالم میبندم نمیدونم تا کی ادامه داره بچم صبحا فراریه ازم میدونه می خوام چشمشو ببندم😔