2777
2789

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بچه ها امروز من داشتم میرفتم سمت ساختمونم

بعد دیدم چهارتا از بچه ها دور هم هستند

سه تا پسر یه دختر

سوار دوچرخه بودم بهم سلام کردن من چون در حرکت بودم نشد خوب سلام کنم

دوچرخه پارک کردم رفتم سمتشون که باهاشون حرف بزنم

دوتاشون جدید بودن

خیلی دوست دارم تعداد دوست هامو زیاد کنم

قبلش داشتن میگفتن میخندیدن

وقتی من رفتم بینشون سلام کردم مجدد

دختره گفت بچه ها من باید برم خدافظ

بقیشو هم سکوت کردن

خیلی ناراحت شدم

از یکیشون حال همسر و بچشو پرسیدم و زود خدافظی کردم رفتم

چی

بچه ها امروز من داشتم میرفتم سمت ساختمونم


بعد دیدم چهارتا از بچه ها دور هم هستند


سه تا پسر یه دختر


سوار دوچرخه بودم بهم سلام کردن من چون در حرکت بودم نشد خوب سلام کنم


دوچرخه پارک کردم رفتم سمتشون که باهاشون حرف بزنم


دوتاشون جدید بودن


خیلی دوست دارم تعداد دوست هامو زیاد کنم


قبلش داشتن میگفتن میخندیدن


وقتی من رفتم بینشون سلام کردم مجدد


دختره گفت بچه ها من باید برم خدافظ


بقیشو هم سکوت کردن


خیلی ناراحت شدم


از یکیشون حال همسر و بچشو پرسیدم و زود خدافظی کردم رفتم

من هستم بیدار

بچه ها امروز من داشتم میرفتم سمت ساختمونم

بعد دیدم چهارتا از بچه ها دور هم هستند

سه تا پسر یه دختر

سوار دوچرخه بودم بهم سلام کردن من چون در حرکت بودم نشد خوب سلام کنم

دوچرخه پارک کردم رفتم سمتشون که باهاشون حرف بزنم

دوتاشون جدید بودن

خیلی دوست دارم تعداد دوست هامو زیاد کنم

قبلش داشتن میگفتن میخندیدن

وقتی من رفتم بینشون سلام کردم مجدد

دختره گفت بچه ها من باید برم خدافظ

بقیشو هم سکوت کردن

خیلی ناراحت شدم

از یکیشون حال همسر و بچشو پرسیدم و زود خدافظی کردم رفتم

بچه ها امروز من داشتم میرفتم سمت ساختمونمبعد دیدم چهارتا از بچه ها دور هم هستندسه تا پسر یه دخترسوار ...

حالا شاید اونطور ک تو فک میکردی نیس

مشاور کنکورم تیم خفنی داریم اگه خواستی مشاور همراهی برا کنکورت داشته باشی پیشتم حتما بهم پیام بده

بچه ها امروز من داشتم میرفتم سمت ساختمونمبعد دیدم چهارتا از بچه ها دور هم هستندسه تا پسر یه دخترسوار ...

بچه ها ؟

همسر و بچه؟

چند سالتونه؟

شاید کار داشته و قبلش داشته میگفته من برم

ناراحتی نداره که

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز