2777
2789
عنوان

آرزوی دیدنش

80 بازدید | 10 پست

اخرین بار ۲۵ مهر ۱۴۰۳ دیدمش انقدر حالم خوب بود آرزو کردم باز ببینمش

۲۴ دی ۴۰۳ گفت بیا ببینمت نشد برم از اون شب ۱۰۰ بار مردم و زنده شدم

یه بار زنگ زدم بهش گفت دارم میرم ارگ تجریش کار دارم دوییدم رفتم کل پاساژو گشتم پیداش نکردم

رفت از تهران اراک کنکور دادم دولتی اراک قبول شدم پیداش نکردم

الانم اومده تهران:)یعنی قبل مرگم یه بار دیگا عشقمو میبینم؟

این چ عشق دست نیافتنیه؟ چرا اینقدر ازت دوره؟ جریان چیه چرا باهم نیستید

متاهل 🎀در انتظار اینکه خدا تو دلم یه نی نی خوشگل بکاره(الهی همه منتظرا مامان بشن)💛 خدایا شکرت که هوامو داری و کمکم میکنی خاطرات بد رو فراموش کنمشهید ابراهیم هادی}💚 الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم💕✨️

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

این چ عشق دست نیافتنیه؟ چرا اینقدر ازت دوره؟ جریان چیه چرا باهم نیستید

مجنون وار عاشق شدم و نمیتونم بکشم خودمو از این عشق بیرون

اون منو نمیخواد وقتی دید چقدر عاشقم ترسید

و من دارم کل شهرو میگردم شاید یک بار دیگه از دور ببینمش💔

ببخشید اینو میگم ولی..

ما هیچوقت قرار نیست به کسی که دوسش داریم برسیم🥲💔

سعی کن بیخیال بشی

ناگهان دلم هوای تورا کرده راستش را بخواهی ناگهان فکر کردم که تو کنار منی چقدر تو را دوست دارم خدای من🙂🩷خدایا امیدم،به توعه ناامیدم نکن برسون منو به چیزی که میخوامش💔

چقد درکت میکنم و چقد منم دارم داغون میشم😞

هیچی ازم نمونده هیچی

۲۴ ساعت دارم بهش فکر میکنم وسط درس مهمونی خوشحالی ناراحتی حتی درد وقتی درد دارمم بهش فکر میکنم

همین که باهاش حرف میزدم واسم دنیا بود

هیچی ازم نمونده هیچی ۲۴ ساعت دارم بهش فکر میکنم وسط درس مهمونی خوشحالی ناراحتی حتی درد وقتی درد دارم ...

منم همینم در حد جنون میخوامش

درحالی اون شروع کننده رابطه بود الان داره بیخیال میگذرونه

خسته شدم نمیتونمم دل بکندم زندگی واسم معنی نداره دیگه

اون منو بخاطر یه اشتباه کنار گذاشت

مجنون وار عاشق شدم و نمیتونم بکشم خودمو از این عشق بیرون اون منو نمیخواد وقتی دید چقدر عاشقم ترسید و ...

عشقت چنان آتش به جان کاه می افتد

هرقدرهم مانع شوم ناگاه می افتد

چشم سیاهت مرز بین کفر و ایمان است

هرمومنی با دیدنش درچاه می افتد

همواره عکس ماه روی آب می افتاد

اینبار تصویر تو روی ماه می افتد

یک ثانیه می بینمت یک سال درگیرم

هراتفاق نادری کوتاه می افتد

با پیله کردن عاقبت پروانه خواهم شد

روزی دلت دست من خودخواه می افتد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   dina2000  |  22 ساعت پیش
توسط   فرشته_خاطرات  |  23 ساعت پیش