خسته شدم از خودم از زندگی متنفرم نمیخوام زنده باشم
وقتی بچه بودم پدرم همش کتک مادرم میزد تنم مثل مورد میلرزید همش تو دعوا استرس نگرانی دلهره پول غذا نمیداد خرجی نمیداد وای بحال روزی که مدرسه پول میخواست هر صبح دعا میکردم خدا خدا میکردم صب بلند نشم از گشنگی درسم خوب نبود هیچی یاد نمیگرفتم همیشه وزنم رو 25بود حتی داخل راهنمایی رسیدم دبیرستان که رفتم سعی کردم درسمو خوب بخونم تصمیم گرفته بودم خودم از منجلاب نجات بدم به امید اینکه برم دانشگاه از خونه دور شم انصافا همه نمره هام20.19.18بود کرونا اومد گوشی نداشتم 3ماه از درس مدرسه عقب بودم تا گوشی گیرم اومد ایقد زجرم دادن، تلویزیون نداشتیم داشتم با گوشی فیلم نگاه میکردم شب بود مامانم هی میگفت بس کن بخواب با داد بیداد داداشم زد گوشیم شکوند دوباره3ماه از مدرسه عقب افتادم اموزش پرورش بهم گوشی داد دیگه همکلاسیام شماره همو سیو داشتیم حرف دوست پسرشون میزدن داداشم گوشمو چک کرد زد شکوند اجازه نداد مدرسه برم 😭 دنیا رو سرم خراب بود بعد یک سال رفتم ارایشگاه کار کردم به بهونه مشتری زیاد میرفتم امتحانات میدادم دیپلم گرفتم به هر خدا زدگی بود وقتیم میرفتم مدرسه دلم خون بود اگه 5دقیقه دیر تر میومدم خونه مامانم میفرستادن در خونه مدیر مدرسمون یا علت دیر اومدنم میخواصتن یا کتکم میزدن میگفتن دیر اومدی با کسی بودی