امشب تولدمه دیشب با شوهرم رفتیم بیرون نوبت دکتر داشت بعد گفت بمناسبت تولدت بریم شام ولی همین که رسیدیم دم رستوران فهمید کیف مدارکش نیست ب من گفت دادم دست تو گفتم نه ندادی اونقدر دادوبیداد کرد که دعوامون شد بعد برگست درمانگاه آخر سر معلوم شد خودش جا گذاشته از دیشب حرف نزدم باهاش حتی تولدمو تبریک هم نگفت دلم خیلی گرفته