امشب تولدمه دیشب با شوهرم رفتیم بیرون نوبت دکتر داشت بعد گفت بمناسبت تولدت بریم شام ولی همین که رسیدیم دم رستوران فهمید کیف مدارکش نیست ب من گفت دادم دست تو گفتم نه ندادی اونقدر دادوبیداد کرد که دعوامون شد بعد برگست درمانگاه آخر سر معلوم شد خودش جا گذاشته از دیشب حرف نزدم باهاش حتی تولدمو تبریک هم نگفت دلم خیلی گرفته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
میدونم چقدر حس بدی داری و ناراحتی از چیزی عصبی نبود قبلش؟...تولدت مبارک عزیزم برات دل شاد و زندگی پر از ارامش ارزو میکنم تو هر خونه ای دعوا و بحث وجود داره میدونم ناراحتیا ولی تموم میشه 💙راستی چند سالت شددد؟