طلاهامو فروختم دو دستی تقدیم شوهرم کردم با اعتیادش سوختم پدرم درومد تا ترک کنه با فتنه های خانوادش سوختم و صدام درنیومد با بی پولیش ساختم شدم کارگرش بدون یه ریال که حتی پول لباس بهم بده از صبح تا شب براش کار میکنم کهنه پوشیدم تحقیر شدم ازش پول نخواستم خونه نخواستم ماشین نخواستم آخه خدا گفته بود از همسرتون چیزی بیشتر از توانش نخواید حالا همون خدا کجاست که خوبی هامو جبران کنه؟ حالا کجاست خدایی که همسر نامردم رو ادب کنه