بچه ها میخام خودکشی کنم از دست شوهرم دیگه خسته شدم هفت ماهه عروسی کردم هفت سال پیر شدم عصبی و سیگار میکشه الکی الکی داد میزنه دعوا میکنه نهار مخلوط سوسیس سیب زمینی درست کردم عالی بود فلفل سیاه زدم تند سه مثل بندری اومد خونه تا خورد گفت این چیه درست کردی مزه گه میده چطور فلان بلد نیستی غذا بپزید داد بیداد الکی داد میزد با مشت زد تو دستم
اگرم نمیخوای بگیری بشین باش صحبت کن شاید بشه رامش کرد
وقتی جوابتو نمیدم ازت نترسیدم فقط نمیخوام وقت با ارزشمو برای حالی کردن توی نفهم حروم کنم اگه میخواستی بفهمی سری اولی قانع میشدی.ارزش ادما به پولشون نیست.خواهشا از پا منقل پا میشید تاپیک نزنید.اعصاب و روانم چیز با ارزشیه بخاطر تو نابودش نمی کنم.از آدمای خود چص پندار خوشم نمیاد.خانوم و اقا درخواست ندید برخورد می کنم حتما.بعد بحث یا دعوا توی تاپیک هاتون شرکت کردم یا ریپلای زدم به این معنی نیست که عاشقتون شدم یا از رفتارم پشیمونم فقط به اسم کاربری ها توجه نمیکنم. رفتار من برازنده شخصیت توئه. ادبیاتم با شعور تو سته.اگه یه وقت حس کردی بات درست حرف نمی زنم بدون از بی شعوری خودته
راجب مشکلت نمیتونم نظر بدم زنگ بزن ۱۴۸۰ کمکت میکنن
اما درباره خودکشی مرگ خیلی تصمیم بزرگیه نمیشه آنی و در لحظه بخوای نباشی برای هرچیزی مدتها باید فکر کرد شاید این افکار خودکشیت بعداً کمرنگ بشه کمی زمان بده و بیشتر فکر کن
میترسم طلاق بگیرم قبل ازدواجم سیدی در کتاب قرآن برام باز کرد طالمو گرفت گفت بخت و سرنوشتو شوهرش این پسره فلجم باشه باید بدیش بهش اگه نکنه دیگه هیچ وقت ازدواج نمیکنه یا بکنه جدا میشه