2777
2789
عنوان

لطیفه

46 بازدید | 1 پست

روزي جوانی از پدرش پرسيد چرا انسانها اينقدر براي پول همديگر را مي آزارند و به هم بدی ميكنند؟





پدرش قوطي كبريتي از جيب دراورد سه عدد كبريت را گرفت


و دو عدد آن را دوباره در قوطی نهاد آن يك عدد را نصف كرد





و با آن نصفه كه نوڪ تيزی داشت


لایِ دندان خود را تميز كرد و گفت :

نمیدووونم!! 😐😂😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792