خیلی اعتقاد ندارم به این چیزا
اما شما ببینید صبح پاشدم رفتم طبقه پاینمون که خالیه دیدم نمیدونم گربه از کجا آمده رفته تو کمد زاییده
رفتم سر پروژه که کلی براش کار کرده بودم درست کار نکرد حالم گرفته شد
یه ریز برق گرفت من رو
داشتم بر میگشتم نزدیک بود تصادف کنم
روز ناجوری بود از اول