2777
2789
شکایت میکردی ازش

وای پسره خیلی روانی بود بخدا با دیدن عکسشم میترسیدم چ برسه بخام شکایت کنم باز ببینمش

شانس اوردم کاری نکرد چون هیکلی قد بلندم بود خونشم ی جای دور افتاده بود راحت میتونست بکشم گم و گورم کنه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

وای پسره خیلی روانی بود بخدا با دیدن عکسشم میترسیدم چ برسه بخام شکایت کنم باز ببینمششانس اوردم کاری ...

شب وروز نفرینش کن

همخودشو هم خانواده شو که تربیت نکردن بچشو

خدانگذره از اینطور مردا

توو اون لحظه واقعا نمیشد کاری کرد ، خیلی وحشتناکه

اره بخدا انقد دست و پا زدم اونم گنده و هیکلی واقعا زورشو نداشتم یهو حس ناتوانی کردم انقد گریه کردم ولی داشت لبخند میزد گف وا چته

دقیقاً چیشد؟ یهو گیرت آورد؟

دوست قراربود بشیم

دوسال میشناختمش گفتم قابل اعتماده دیگه برد کافه برام تولد گرفت بعدش گف بریم کارگاهم کار پیش اومده بعد میرسونمت ولی اونجا ک رفتیم دیدم هیچکس نیس

درو قفل کرد بزور باهام رابطه کرد گف اگه همکاری نکنی خودت درد میکشی اون ب گریه های من میخندید ب قسمای من میخندید به التماسای من میخندید

من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه میافتم. دوست من، دلم زخم دارد. همین

اره بخدا انقد دست و پا زدم اونم گنده و هیکلی واقعا زورشو نداشتم یهو حس ناتوانی کردم انقد گریه کردم و ...

واقعا تجاوز بود

کاش اینو برای دخترا بد نمیدونستن که آدم علنی کنه کل خانوادش رو به عزاش بشونه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108