2777
2789
دیت دوم پسره ب بهانه کلید تحویل گرفتن از کارگرشون بردم دم خونش بعدش گف بیا داخل فقط ببینبا کلی التما ...

چه وحشتناک

خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامون از سر گرفتیم نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خیلی دیگه باهاشون حرف نزدمالانم فالو میکنیم همو ولی دیگه مثل قبلنا حرف نمیزنیم

من یکی از رفقای مجازیم که امسال همو دیدیم همیشه تولد و روزهای مهم زندگیش براش نقاشی چهره و..می کشیدم و میفرستادم

خیلیم برام مهم بودش ، یه شب دیدم یه نقاشی رو پست کرده و نوشته ممنون از زینب عزیزم، خداروشکر یکی برای اولین بار برام نقاشی کشید و طلسم رو شکوند..

حس کردم نادیده گرفته شدم در تموم این سالها ، دیگه نخواستم بجنگم برای دیده شدنم.

آدم باید برای عزت نفسش بعضیا رو کنار بذاره..

ی دانشجوی پزشکی بود ( توهین نمیکنم به این قشر ی موقع بد برداشت نکنید) ولی از همه لحاظ خیلی پایین تر بود بخاطر رودربایستی که آشنای دور بود قبولش کردم میگفت من خرج تحصیلم بالاست پدرت باید ساپورتمون کنه یا شهر دیگه درس میخوند میگفت بابات میتونه ی ماشین جور کنه برام ؟

حتی انتظار داشت تو یکی از خونه های بابام بشینیم من براش جهاز ببرم 😂😂😂😂

حالا اینا به کنار باباش رفته بود به بابام گفته بود دیگه فامیل شدیم منو استخدام کن انگار خانوادگی اومده بودن با بابام ازدواج کنن چشمشون به دهن بابام بود فقط سم بود به شدتتتتت

یه دیت پیاده روی رفتیم، من وسطاش خسته شدم و حوصلم سررفت،

اونم درونگرا بود و خیلی اهل صحبت نبود،

گفتم حوصله ام سررفته دلم هیجان میخواد،

گفت بیا تا بریم هیجان کنیم،

رفتیم تو یه کوچه، زنگ کل یه ساختمون و زد و جفتمون فرار کردیم، برگام ریخته بود اصلا،

تا دوساعت فکر زنگ در مردمو میزد و میدویید، منم مجبور بودم پشتش بدوعم،

تهش یه زنه گرفتمون عین سگ زدمون...

یه نمونه از دیتای سممون بود...

.iran.🦢 مدفن قلب من، خاک وطن خواهد بود...🤍خانومای خوشگل، باهم problem ندارن💆🏻♀️💘

دیت دوم پسره ب بهانه کلید تحویل گرفتن از کارگرشون بردم دم خونش بعدش گف بیا داخل فقط ببینبا کلی التما ...

دقیقا مث من

البته به من تعرض کرد روز تولدم

من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه میافتم. دوست من، دلم زخم دارد. همین

تازه قدش ۱۹۳ بود گنده و هیکلی بود شانس اوردمبا خودم گفتم کارم تمومه

واقعا خدا رحم کرده

عجب لاشی بوده

خدا رو چه دیدی شاید پر گرفتیم شاید خنده هامون از سر گرفتیم نگو چی گذشت و نگو چی کشیدیم شاید شب تموم شد خدا رو چه دیدی....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792