امروز امتحان نهایی داشتم. یکی از دوستای بچگیام میدونستم تو حوزه مونه
از اولین امتحان دنبالش بودم ببینمش اخه چند سالی بود ندیده بودمش
بعد از امتحان تو حال خودم بودم و تو فاز ناراحتی بعد امتحان بودم
یه لحظه برگشتم دیدم یکی از کنارم رد شد، اولش نشناختم بعد همون لحظه متوجه شدم دوستم بود
بینیشو عمل کرده بود، خیلی نازتر شده بود
ولی خیلی احساس ضعف کردم، من از همه چیزم زدم برای کنکورم و روز به روز پژمرده تر میشم و آخرشم به هیچ چیز نرسیدم
از احساس خودم ناراحتم میگم نکنه حسادت کردم