چشت روز بد نبینه هفته پیش انجام دادم سه مرحله ای رو یبار خون گرفتن گفتن اشتباس! دوباره فردا بیا رفتم ناشتا بایست بری خون دادم بعد ی زهر هلاهلی داد گفت بخور دوتا قوطی داد اونو خوردم هر یه ساعت ی سرنگ گنده گرفت بعد گفت برو خونتون همین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.