من تو قرار اولی که داشتم که البته با هاهنگی دوستم و شوهرش بود و اوناهم حضور داشتن،خیلی ساکت بودم و یجورایی خجالتی بودم ولی بازم همراهی میکردم،حای با اینکه بهم گفتن ساکتی گفتم من بار اولمه تو همچین موقعیتیم و نمیدونم چی بگم،شما سوال بپرسین من جواب میدم.و همینجور پیش رفت. الان دو روزه که گذشته هیچ خبری نشده🥲 یجورایی منو رد کرده.بنظرتون چرا اینجور شد؟نباید بیشتر فرصت میداد؟من الان چیکار کنم با این حس انتخاب نشدن و طرد شدن؟ کمکم کنید قلبم شکسته
آنچه کردی با دلم چنگیز با ایران نکرد 💔 منطقی نیست که بخت من دلبسته ی او ، به پریشانیه موهای سیاهش باشد 🫠 با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر ، هیچکس ....هیچکس اینجا به تو مانند نشد🫂
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خیلی ناراحتم،دو روزه اشتهام کور شده و نمیتونم هیچکار کنم
سر یبار دیدن طرف اخه؟؟؟
آنچه کردی با دلم چنگیز با ایران نکرد 💔 منطقی نیست که بخت من دلبسته ی او ، به پریشانیه موهای سیاهش باشد 🫠 با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر ، هیچکس ....هیچکس اینجا به تو مانند نشد🫂
ااا فکر کردم با دوستت صمیمی ولی از روی ادب هم باشه دوستت باید زنگ بزنه پیام بده بگه نظرت درباره اونش ...
دوست دوران راهنماییم بود و خب با او زیاد صمیمی نبودم که تو بحثم بتونم زیاد حرف بزنم.ولی دم آخر که داشتیم میومدیم بییرون پسره داشت با شوهر دوستم پچ پچ میکرد.دوستمم ازم پرسیدنظرت چیه گفتم پسر خوبیه.دیگه خبری نشد من منتظرموندم اونا بهم خبر بدن