وقتی که جو کاشته باشی توقع نداشته باش گندم برداشت کنی. اگر یه وقت احساس کردی خیلی بدبختی، به این فکرکن که خودت شیرجه زدی سمت تخمک؛ پس مسبب تموم مشکلاتت خودتی. وظیفه ی ما جنگیدن با شیطان نیست، وظیفه ی ما رفـــاقت با خداست.
چون خودم مذهبی ام بیشتر سفر هام زیارتی و اینا بوده
کلا دو تا سفر غیر زیارتی رفتم (تهران و شمال)
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم نرم و نازک چست و چابک با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم از سر جو دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده از لب باد وزنده داستان های نهانی راز های زندگانی برق چون شمشیر بران پاره میکرد ابر ها را تندر دیوانه غران مشت میزد ابر ها را جنگل از باد گریزان چرخ ها میزد چو دریا دانه های گرد باران پهن میگشتند هرجا بس گوارا بود باران به چه زیبا بود باران می شنیدم اندر این گوهر فشانی رازهای جاودانی بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خواه تیره خواه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا