اول کلاج وترمز بعد دنده خلاص بعد ماشین روشن کلاج دنده یک کلاج گاز. واقعا خیلی خنگم هیچ وقت نمیتونم راننده بشم یسری کلاس ثبت نام کردم نرفتم از ترس بعد رفتم اموزش مجازی از اونم استرس میگرفتم خنده داره نه! الانم امروز مربی خصوصی گرفتم که یکم ترسم اول بریزه بعد برم ثبت نام اصلا هول میشم تو ذهنم مراحل روشن کردن قشنگ تو ذهنمه ولی موقع روشن کردن مخم قفل میکنه نمیدونم باید کدوم کارو بکنم تمرکز هواسمم که قربونش برم امروز خیلی تحقیر شدم مربی با خنده بهم گفت چندتا کار اموز مثه تو داشته باشم پدر ماشینم در اومده خودم بیخیال شدم ولی مادر شوهر خواهرشوهرم بلدن تا میریم تو جاده شوهرم تعنه میزنه که زنای همه بلدن تو مثله مجسمه میشینی. بنظر شما چکار کنم
😂😂😂😂من شبا با بابام میرم تمرین😂بابام پاشو میزاره رو ترمز
دیشب اولش ده بار رفتم حرکت کنم خاموش شد ماشین بندری میزد😂😂بعد جیغ زدم تمرکز کردم به بابام گفتم به من توجه نکن خودم برم.
تا خونه اومدم😆یه جا یه ماشین پلیس دیدم جیغ کشیدم وسط خیابون وایستادم😂
وطن پرندهِ پَر در خون.... وطن شِکُفتهِ گُل در خون.... وطن فَلات شَهید و شب... وطن پا تا به سر خون... وطن تَرانه زِندانی... وطن قَصیدهِ ویرانی... بِخوان که دوباره بِخواند این عَشیره زندانی گُل سُرودِ شِکَستن را... بِگو که به خون بِسُرایَد این قَبیلهِ قُربانی حَرفِ آخرِ رفتن را...بِگو...بِگو که به خون میسرایم...با تَمامِ دِل و جاْنَم...حَرفِ آخر رَفتَن را....
من زمان مجردی خیلی علاقه به رانندگی داشتم الان که گواهینامه گرفتم خیلی استرس دارم وازاین کارم بدم میاد اطرافیانم کسانی هستن که دست چپ وراستشون روبلد نیستن بعد رانندگی میکنن
بعد ساعت دوازده میریم یه خیابون خیلی خلوت. بعد بابام کلا دست و پاش رو ترمز و گاز و همه چی هست😂انگار دو نفری نشستیم
فقط یه گشت پلیس تو خیابون بود اونم تا میومد جیغ میکشیدم😂
وطن پرندهِ پَر در خون.... وطن شِکُفتهِ گُل در خون.... وطن فَلات شَهید و شب... وطن پا تا به سر خون... وطن تَرانه زِندانی... وطن قَصیدهِ ویرانی... بِخوان که دوباره بِخواند این عَشیره زندانی گُل سُرودِ شِکَستن را... بِگو که به خون بِسُرایَد این قَبیلهِ قُربانی حَرفِ آخرِ رفتن را...بِگو...بِگو که به خون میسرایم...با تَمامِ دِل و جاْنَم...حَرفِ آخر رَفتَن را....
دیشب برای اولین بار تونستم یه میدونو دور بزنم 😂اینقدر ذوق مرگ شدم.
اولش به جای گاز پامو هی میزاشتم رو ترمز بعد همه با هم میگفتیم وا چرا ماشین راه نمیره😂
وطن پرندهِ پَر در خون.... وطن شِکُفتهِ گُل در خون.... وطن فَلات شَهید و شب... وطن پا تا به سر خون... وطن تَرانه زِندانی... وطن قَصیدهِ ویرانی... بِخوان که دوباره بِخواند این عَشیره زندانی گُل سُرودِ شِکَستن را... بِگو که به خون بِسُرایَد این قَبیلهِ قُربانی حَرفِ آخرِ رفتن را...بِگو...بِگو که به خون میسرایم...با تَمامِ دِل و جاْنَم...حَرفِ آخر رَفتَن را....