2777
2789
عنوان

نثر خوب🚭🚭🚭🚭🚭🚭🚭🚭🚭🚭🚭

115 بازدید | 0 پست

زاهدی مهمان پادشاهی بود . به وقت نماز بیش تر ان خواند که عادت اوبود

وبه وقت غذا کم تر از ان خورد که ادارت و میل او بود


تا گمان نیک در حق او زیاد شود


به خانه امد به پسرش گفت سفره بیانداز تا تناولی بکنیم


پسری داشت صاحب فراست و گفت مگر در قصر شاه غذا میل نکردی

پدر گفت چیزی نکردم که بکار اید


پسر گفت برو نماز راهم قضا کن که چیزی نکردی که بکار اید

در تاپیک های مخصوص فیزیولوژی بانوان شرکت نمیکنم . پس قضاوت نکنید .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108