2777
2789
عنوان

غزل عاشقانه

40 بازدید | 0 پست

خون از تمام چشم و دلم سیل می شود

هر وقت که وا می کنم این زخم بسته را


این نذر عاشقی ست که ریزم به هر قدم

گلها به پای آمدنت دسته دسته را


از بس نیامدی غزلم پیر شد ببین

رنگ سپیدِ رویِ غزلها نشسته را


باید شبی نشست، غزلِ عاشقانه چید

این واژه هایِ خالیِ از هم گسسته را


آقا تو را به جان غزلهای منتظِر

منّت گذار جادۀ با اشک شُسته را


#مهدی _موعود

اگر جایی از دستم ناراحت شدین بهم‌ بگین، اگر مقصر باشم حتما ازتون عذرخواهی میکنم.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792