هیچوقت درک نکردمکسایی رو که جلوی شوهر بقیه خودشیرینی میکنن..
رفتیم مهمانی طبق روال معمول مهمانی ها داشتن راجب قیمت وجنگ وفلان صحبت میکردن..همسرم گفت فلان میوه شده کیلویی اینقدر..
دیدم خانم صاحب خونه برگشت روبه من گفت وای حالا فلان میوه رونخورین به شوهرت فشار نیار که بخره من اصلا ازتابستون نذاشتم میوه گرون بخره عزیزم درکش کن..حالا شوهر خودش یه ساعت داشت راجب گرونی میگفت..😐..
دوباره دیدم همسرم میخواست یه عکس از طبیعتی که رفته بودیم نشون دوستش بده بگه اینجا رفته بودیم وخاطره میگفت .. به من گفت که خانم گوشی روبازکن برام..براش باز کردم دیدم دوباره زن شروع کرد وای مگه رمز گوشی رونداری؟؟من وشوهرم ازوقتی ازدواج کردیم اثر انگشت هم دیگه رو داریم رو گوشی ..چه چیز مخفی قرار داشته باشیم؟؟
منم جواب دادم عزیزم من هروقت همسرمبخواد گوشی رو بهش میدم وهمسرم خداروشکر این مدلی نیست..
دوباره بحث رسید به جنگ...هرحرفی من میزدم تاییدش رو ازشوهرم میگرفت😐.میگفتم آره دبشب صدا اومد میگفن آقای فلانی راست میگه؟؟؟ آقای فلانی شماهم موافقی؟؟
بهش گفتم عزیزم مگه دارم از خودم حرف درمیارم که دنبال صحت ودروغش میگردی..؟؟؟
یعنی کرم میریخت فراووووون..
همسرم ودوستش ۱۵ساله رفیقن..خانم هم ازشوهر من بزرگتره وبچه داره..یعتی اگه به خاطررفاقتشون نبود همونجا میزدم زیر گوشش