2777
2789
عنوان

دروغ همسرم

461 بازدید | 34 پست

سر شب گفت من با عباس عموم ک دوست باباشع میخوام فردا شب برم کوه گفتم عه باشه برو منم میرم خونه دوستم بهش گفتم دعوتت کرده گفت اره کلی زنگ زده الان گوشیشو چک کردم دیدم اخرین باری ک زنگش زده پنجشنبه هفته پیش بوده منم بهش ی دستی زدم گفتم برو ببین چ بلایی سرت میارم انگار من بو بردم ک دروغ گفته ولی هیچی نگفتم ک فک کنه دارم ی دستی میزنم چیکار کنم حالم بده

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چه صبری داری من بودم الا بهش فهمونده بودم که واقعیت و فهمیدم

اخلاقشو میشناسم میزنه در سلیطه بازی ک اره تو به من اعتماد نداری داذ بیدا میکنه تهش من میشم مقصر سکوت میکنم ببینم میره یا نه

پیادم بده ب رفیقش بگو کی میریم کوه وقتی خاب ظه

رفیقش نیس ک ی پیرمرده دوست باباشه چهل سال ازش بزرگ تره کل مدتی ک دوست بودیم و میشناسم همسرمو با این شخص راحتم حتی نیس ک بخواد بره کوه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز