دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تا بود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود،،،لطفا مردا درخواست دوستی ندین، خسته شدم از دستتون
نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤
نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤
با لکه بری، سفید کننده ای چمیدونم از این چیزا نمیشه؟ 🤣😭
آره بزن ببین چی میشه
نه مرگ آنقدر ترسناک است، و نه زندگی آنقدر شیرین، که انسان برای این دو شرفش را بدهد...❤️🩹 جایی دورتر از خودم ایستاده ام، به تماشای کسی که جای من زندگی میکند! و چه بیرحمانه تنهاست، و چه به ناچار قوی...🖤