خانوما سلام
چند روز پیش یکی از دوستای مجردی شوهرم بهش زنگ زد گفت چند وقتیه بیکارم دنبال کارم ایشون هم تو ی شهر دیگ هستن
شوهرم وقتی مجرد بود تو ب فست فود معروف کار میکرد تو کرج گفت من اونجا اشنا دارم بیا اونجا معرفی میکنم کار کن دوستشم قبول کرد تا پریروز ک اومد کرج
چند وقت پیش هم خاله شوهرم نزدیک ما هستن رفته بودن شهرستان و کلید خونشون رو دادن به ما تا هواسمون باشه به خونه
اونجایی ک شوهرم معرفی کرد به دوستش جای خواب داره استثنا ان اون شبو گفتن اینجا نمون از فردا شب بیا اینجا