سلام توی روستای ما دخترا همشون رشته های دولتی قبول میشن وپسرای روستا هم اکثر کارگرن یکی از دخترامون پرستار بیهوشی قبول شدن وحتما باید برا ادامه زندگی در شهر بزرگ برای بیمارستانباشن واسش ون درخواستار دارن وبه غیر از این درخواستارو خواستگار دیگه ای موجود نیست یکی معلمه که همسنشونه ویکی شاگرد صافکاره که دوسال کوچکتره .معلمه باید تو شهری خدمت کنه که بیمارستان نداره ولش نمیخواد تو شهری که دختره قراره پرستار بشه کار کنه ونمیتونه وشرایطشو نداره وپسر صافکار تو شهری که اینده دختر اونجاست کار میکنه مشکل اینجاست که بدلیل مشکل روانی که پدر دختره داره چند سال پیش جلوی دختره به پدر پسر صافکار حمله میکنه ودعوا میکنه ودختره هم قبول داره مصر باباشه ودر ضمن دختره اهل سنته وفقط میتونه اهل سنت ازدواج کنه واز تو مردم اهل سنت اون منطقه اون دوتا پسر خواستگارشن وبقیه بدلیل مشکل روانی پدر دختر جرعت وصلت با این خانواده رو ندارن خب اگه شما این دختر پرستار میبودی کدوم خواستگارو قبول میکردین