من دیوانه وااااار همکارم رو دوست داشتم
اگر کسی رو پیشنهاد میدادن بیاد خاستگاری، کلی گریه میکردم
بعد شش سال همکارم اومد
چند ماه نامزدی و بعد گفت نمیخواد منو
کلی هم توهین کرد بهم
از مسیر اومده پشیمون نیستم، اما فهمیدم زندگی با خیلی ها فقط تو تصوراتمون قشنگه
اینکه دودل هستی برا همکارت و راجبش میپرسی یعنی واسه پسرعمه مردد هسی
من ندیده رد میکردم، اصلا نمیتونستم ب کس دیگه فکر کنم