2777
2789
عنوان

خواستگاری

162 بازدید | 15 پست

میشه خواهرانه راهنماییم کنید

تاپیک زیاد میزنم چون میخوام همه راهنماییم کنین

دعاتون میکنم

پایین نوشتم بخونید

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))

من یک خواستگار دارم که واقعا ازش خوشم میاد و دوستش دارم و خیلی موقعیت خوبی هم داره همیشه آرزوم بوده این بیاد خواستگاریم اما حتی فکرش هم نمیکردم ی روز بیاد .

اما شانس بد من چند ماه پیش به قصد ازدواج با پسرعموی همین پسرع آشنا شدم جریانش طولانیه چون فکرش هم نمیکردم این قراره بیاد خواستگاریم ، با پسر عموش دوماه باهم در ارتباط بودیم توی این دوماه هم توی چت هم تلفنی حد و مرز خودمو رعایت میکردم در حدی که رسمی باهاش حرف میزدم چون واقعا فقط هدفم ازدواج بود ، اونم اولش خودشو خیلی خوب جلوه داد و با ادب ، با خودم گفتم خب با همین ازدواج میکنم چون بدم از رابطه بدون هدف میاد، ی بار از دور قرار گذاشتیم دیدمش ، ی بار هم از نزدیک و توی ماشینش ، متاسفانه فک میکردم این واقعا قصد ازدواج داره اجازه دادم توی ماشین منو بوس کنه و بغل کنه ، خودش دستش زور داشت دست منو کشید اینور و به پایین تنه هم دست زد نمیدونم چرا اون لحظه هیچی نگفتم ساکت موندم. ولی بعدش میخواست به بالاتنه دست بزنه اجازه ندادم و اینکه با دست میخواست شلوارمو بکشه پایین که از پشت رابطه برقرار کنه من اجازه ندادم و کشیدم بالا گفتم این چ کاریع ولی دعوا هم نکردم فقط گفتم من با این چیزا مخالفم و دوست دارم رابطه سالمی داشته باشم و... بعد از اینکه اومدم خونه باز کلی پیام دادم بهش ک حق نداشته همچین کارایی کنه چجوری بخودت اجازه دادی رابطه خواستی و این جور حرفا ، اونم گفت تو هر رابطه ای این چیزا پیش میاد ، من که کاری نکردم فقط چندتا بوس بوده ، رابطه هم ممکنه پیش بیاد ، منم گفتم که من همچین رابطه ای نمیپسندم و دنبال رابطه سالم و ازدواجم ، اونم گفت که باشه قبوله ، اما بعد یک هفته سرد شد و گفت ک من شرایط ازدواج ندارم پای من نمون اگه میخوای فقط دوست بمونیم ، منم گفتم نمیخوام دوست باشیم من اگه اومدم دیدنت چون فک کردم قصدت ازدواجع الآنم خودمو تنبیه میکنم، از خدا حلالیت میخوام و به زندگیم ادامه میدم و خلاصه کات کردیم ، اونم از خداش بود کات بشه ،


الان پسرعموش ک من آرزوم بود بیاد خواستگاری اومده ، اما من عذاب وجدان ولم نمیکنه ، میدونم ک اون پسره چیزی از ارتباطمون نمیگه بگه هم میتونم حاشا کنم چون مدرکی ندارم دستش ، فقط خودم عذاب وجدان دارم و احساس خجالت میکنم تورو خدا بگید چکار کنم ، از زیر طرف هم برام خیلی سخته از دستش بدم

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))

چه موقعیت سختی🥲

خوشبخت🩵 راه خود را از خائنان به وطن جدا میدانم؛ همکلامی با شیفتگان بیگانه پرست، نزد من مایه شرم است. هلهله کنندگان نهم اسفند، تا قیام قیامت در ننگ و نفرین من ماندگارند.

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

عزیزم بهش فکر نکن مهم نیست هرچی بوده قبل این آقا بوده و گذشته بوده توام که کار بدی نکردی کات هم کردی اگرم گفتن بگو به قصد ازدواج چند روز حرف زدیم و مناسب هم نبودیم کات کردم

هرچه که در فهم تو آید آن بوَد مفهوم تو...
گناه تو فقط به تو و خدای تو ربط داره نه کس دیگه

بنظرت چکار کنم

خیلی حالم بده خیلی

هم عذاب وجدان دارم

هم خجالت میکشم

با خودم میگم منو و خواستگارمو کنار هم ببینه با خودش میگه خاک تو سرش با این زن گرفتنش ، یا فکر بد میکنه در موردم

جالبه بدونی من تا حالا آدم پاکی مونده بودم

فقط بدشانسم خیلی تو زندگی

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
عزیزم بهش فکر نکن مهم نیست هرچی بوده قبل این آقا بوده و گذشته بوده توام که کار بدی نکردی کات هم کردی ...

خیلی زشته که بهم دست زده ؟؟؟ همش یادم میاد از خودم بدم میاد

با خودم میگم حالا مارو باهم ببینه میگه خاک تو سرش با این زن گرفتنش

نمیدونم چی درسته چی غلط

نسبت به خواستگارم عذاب وجدان دارم دلم میسوزه براش

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
خیلی زشته که بهم دست زده ؟؟؟ همش یادم میاد از خودم بدم میاد با خودم میگم حالا مارو باهم ببینه میگه خ ...

دست زده تو پس زدی رابطه نداشتی که کاری نکرده که بعدشم تنبیهش کردی نه عذاب وجدان نگیر به خاستگارتم نگو اصن یجوری رفتار کن انگار نمیدونستی پسر عموشه

هرچه که در فهم تو آید آن بوَد مفهوم تو...
تو بزن زیرش اون اگر بخاد به شوهرت بگه اول خود هولش رو رسوا میکنه

۳۷ سالش بود کثافت اونقدر خودشو خوب جلوه داده بود که اصلا انتظار نداشتم ازش انگاری تو شوک بودم

با فرداش به خودم اومدم که بهش کلی پیام دادم و کلی حرفش زدم

همش میگم با خودش الان میگه زن فلانی رو دستمالی کردم و فلان حالم خیلی بد میشه

هرچند اون موقع خبری از خواستگارم نبود و مجرد بودم

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
دست زده تو پس زدی رابطه نداشتی که کاری نکرده که بعدشم تنبیهش کردی نه عذاب وجدان نگیر به خاستگارتم نگ ...

همون لحظه تو ماشین که بوس و بغل کرد چیزی نگفتم پس هم نزدم انگاری تو شوک بودم

فقط آره نزاشتم باهام رابطه داشته باشه

و نزاشتم به بالاتنم دست بزنه

البته میگفت بزار شکمتو بوس کنم بازم نزاشتم لباسمو ببره بالا

فقط صورت و لبمو بوس کرد به پایین تنم هم دست زد کثافت ،

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
من یک خواستگار دارم که واقعا ازش خوشم میاد و دوستش دارم و خیلی موقعیت خوبی هم داره همیشه آرزوم بوده ...

توبه کن خودتم شل نگیر

حتماً با یه مشاور صحبت کن که درست پیش بری

تقصیر نی نی سایتی ها نیست . تقصیر من هست که خودم رو در حد جو نی نی سایت میارم پایین 😊 ( به خوباش برنخوره )

فکر کردی همه مردا پاکن

من میتونم همین خواستگارم هم دوست دختر اینا داره ولی مشکل من اینه که اینا باهم پسرعموان و همو میبینن 😭 کاش غریبه بود

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108