وای اره یادش میوفتم میترسم حدود دو سه سال پیش با خاهرم تو اتاق بودیم خاهرم خاب بود من بیدار بودم تو گوشی میچرخیدم در اتاق باز بود سرمو که چرخوندم به در اتاق نگاه کردم دیدم ینفر کنار در اتاق ایستاده بود زل زده بود بهم خیلی عجیب و ترسناک بود قدش بلند بود دست داشت پا داشت ولی صورت نداشت همش دود سیاه بود تا نگاش کردم غیب شد اصلا باورم نمیشد نه میتونستم حرف بزنم نه فریاد فقط یجا خیره شده بودم برای اولین بار همچین چیزی میدیدم یادمه ساعتم 3 شب بود همه خاب بودن فقط من بیدار بودم خیلی ترسناک بود بعد از اون که دیدمش اتفاقای دیگه ام تو خونمون افتاد مثلا شیر اب باز میشد یکی تو خاب چنگم میزد و اینا...