2777
2789
عنوان

مرگ مادر

353 بازدید | 41 پست

مادرم ۴ماهه سرطان یهو از پا درش اورد.اصلا نمیدونستم ک سرطان داره.کلی زجر کشیدیم از بچگی تا الان با پدرم.همش میگفتیم انشالله بمیره تا بعدش مادرموم یکم زندگی کنه.الان اون پیر خرفت زندس حالش خیلی خوبه و همچنان اذیتمون میکنه.ولی مادرم......بقدری درد کسید و سرطانش تهاجمیه ک توی ۴ماه آب شد و الانم دکتر دستگاه رو ازش جدا کرد گفت ببریدش رو ب قبله بذاریدش.....من اصلا باورم نمیشه ک این اتفاق داره میفته من هیچکسو نداشتم با بدبختی بزرگمون کرد.میگفتم انقدر رعایت میکنه در اثر کهولت سن میمیره ن سرطان.....این درد از کجا افتاد ب جونش ن اهل غیبت ن خیانت ن بدزبونی....چقدر مهربون با همه....هروز صب زنگ میزدم تا کارا خونه رو میکردم همش باهم حرف میزدیم.زن ساده ای بود پدرم کلی شکنجش میداد تنها تفریحش صحبت کردن با من بود.الان این چ کاریه خدا کرد مگه وجود این زن برای من بیکس و کار چ آسیبی ب جهان میزد؟ چرا کاراش برعکسن چرا انقدر مارو عذاب میده مادرم داره میمیره من دلم براش تنگ میشه نمیدونم چکار کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وایی حالم گرفته شد کاش مادرتون خوب بشه ای داد

نمیشه هرچی دعا کردم هرچی دخیل بستم هرچی نذری دادم ب هر شهیدی توسل کردم بی فایده بود.الان مادرم از درد ساکت شده فقط اشک میریزه ن چیزی میخوره ن حرفی میزنه.اخه چرا من ک از بچگی هزار بلا سرم اومد تنها دلخوشیم ک مادرم بود رو اینجور باید از دست بدم؟ انقدر خدا خوارش کرد ک همش التماس اینو اونو میکردم ک کمکمون کنه بذاریمش تو ماشین..حتی بستری میشد یه همراه نداشت.منم بچم تازه بکسالشه هیچکسو نداشتیم بره دستسو بگیره با پول و کمک از بقیه ک پرستار بگیریم تو بیمارستان تا الان نگهش داشتیم..ولی جسمش ک داغون شد هیچ غرورشم خرد شد....ادم انقدر بیکس انقدر بدبخت

هم دردیم، متاسفم عزیزم منم جواب این سوالا رو نمیدونم جز اینکه تو این دنیا عدالتی نیست

دیگه حتی نمازم نمیخام بخونم.لعنت ب دنیایی ک یک خدای عقده ای داره میچرخونش.اخه لامصب چرا یکی از اول خلقت تو مصیبتع...یکی فقط تو خوشی

نمیشه هرچی دعا کردم هرچی دخیل بستم هرچی نذری دادم ب هر شهیدی توسل کردم بی فایده بود.الان مادرم از در ...

گریم انداختی ای کاش میشد کمکت کرد

شرحی ز حال و حالی. ز شرح نیست

چقدر دلم گرفت و حالم بد شد عزیزم خدا انشالله شفا بده مادرتون رو

شفا دروغه

از اسمشم بدم میاد هرکاری از دستم برمیومد کردم ولی خدا همیشه راه خودشو میره دارم دیوونه میشم الان باید برم بشینم پیشش ببینم کی میمیره.اونوقت پدرم ک تنها بلایی سرم نیاورد تجاوزه نشسته رو مبل در حال زر زدنو فحش دادن.مادرمو کشت

شفا دروغه از اسمشم بدم میاد هرکاری از دستم برمیومد کردم ولی خدا همیشه راه خودشو میره دارم دیوونه میش ...

عزیزم ما از حکمت خدا خبر نداریم

بهت حق میدم کاملا که عصبی باشی و ناراحت باشی و از زمین و زمان شاکی باشی

حالا بشین عاقبت پدرتو ببین

شک نکن پدرت روز خوش نخواهد دید

دیگه حتی نمازم نمیخام بخونم.لعنت ب دنیایی ک یک خدای عقده ای داره میچرخونش.اخه لامصب چرا یکی از اول خ ...

درسته الان خیلی ناراحتی، اما چیزی نگو که بعدا پشیمون شی .

چرا نمیگی خدا خواست مادرمو راحت کنه از این همه عذاب کشیدن .شما فکر خودتو میکنی که تنها میشی، اما این مادرت بود که تو اون خونه کنار پدرت عذاب میکشیده

خدا جدیدا کارش همین شده .منم تنهای تنها کرد تو این دنیاااا .اینجا نفرین شده

اخه ب چ جرمی انقدر مارو اذیت میکنه.من یه دختر بدبختم ک یک نفر و ندارم حامی باشه فقط دلم خوش بود بزنگم مادرم هرکاری از دستم برمیومد براش میکردم ک خوشحال شه.نثلا من چکاری از دستم برمیومد؟ مثلا خرید بستنی

انقدر من بدبختم ک یه بستنی یا کبک درست میکردم یا غذا میبردمش براش

ن مثل خدا دارها ک پولشون از پارو میره بالا

این زن انگار دنیارو بش دادی انقدر خوشحال میشد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز