2777
2789
عنوان

رفتار جاری😑

| مشاهده متن کامل بحث + 1015 بازدید | 39 پست
من ازجاریم مطمعن نیسم میدونم ک کاری میکنه شوهرم ازمن زده بشه همینجور ک کاری کرد خونواده شوهرم باهام ...

😢لعنت بهش اگه واقعا این کار خودش باشه

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 

اتفاقا شوهرم و جاریم هم همینطور بودن

و من بینهایت ناراحت میشدم

جاریم فقط یکسال از شوهرم بزرگتره

دوسال تحمل کردم ولی دیگه واقعا صبرم تموم شد

وقت و بی وقت پیام میداد و زنگ میزد و حرفای الکی میزد،

مثلا میگفت دیشب خواب دیدم فلان، امروز رفتم خونه فلانی، دوسته دخترم فلان گفت، فلانی با فلانی دوستن و ....

دیگه هروقت زنگ میزد ، میگفتم بیا هووم کارت داره..

حتی شبا که میخواستیم بخوابیم هم ول نمیکرد، اون هنوز حرف میزد ما میخوابیدیم..

خلاصه، یه روز برادرشوهرم بهم پیام داد و بهش گفتم این رفتار زنت درست نیست، و اونم به زنش گفت ، و زنش هم پیام داد به من و ... . یه دعوای حسابی کردیم، شوهرم هم گفت دیگه پیام نده، زندگیمو خراب کردی، تا یه هفته جاریم هی گریه میکرد و فشارش می افتاد و میرفت بیمارستان و ..

امیدوارم حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد...

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

اتفاقا شوهرم و جاریم هم همینطور بودن و من بینهایت ناراحت میشدم جاریم فقط یکسال از شوهرم بزرگتره د ...

وای منتظرم بودم بگی شوهرت دعوا و سرزنشت کرد.....خدا رو شکر که همسرت عاقله. دوست ندارم اصلا به جاریم بگم,چون خیلی خانمه. دوست دارم بین خودم و شوهرم حلش کنیم, ولی نمیدونم چطوری😞بهر حال بیست سی ساله این جو حاکم بوده تو خانوادشون😣

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
وای منتظرم بودم بگی شوهرت دعوا و سرزنشت کرد.....خدا رو شکر که همسرت عاقله. دوست ندارم اصلا به جاریم ...

از اولش باحالت دعوا واردعمل نشدم،   دوسال مقدماتش رو فراهم کردم و زیر گوش شوهرم خوندم که کارتون اشتباهه، خلاصه اینقد یواش یواش تلاش کردم تا شوهرم هم باهام همراه شد، اونوقت ضربه نهایی رو زدم..

خیلی خیلی رابطشون صمیمی بود، اگر من همون اول میگفتم نباید باهاش حرف بزنی، حتی من رو بخاطر اون ول میکرد، ولی صبروحوصله بلاخره نتیجه داد..

امیدوارم حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد...
از اولش باحالت دعوا واردعمل نشدم،   دوسال مقدماتش رو فراهم کردم و زیر گوش شوهرم خوندم که کارتون ...

خوش  به حالت. من که امیدی ندارم

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
ناراحت میشم بگم چرا؟ چون به خواهراشم زنگ میزنه و بهشون پیام میده. اوایل میگفتم بده منم با فلانی صحبت ...

منم اصلا به خواهر شوهرام زنگ نمیزنم ولی شوهرم مدام حرف میزنه اونام به خودش فقط زنگ میزنن اصلا ناراحت نیستم اخه من حرفی ندارم باهاشون واقعا بعد حال و احوال میمونم درباره چه موضوعی باهاشون حرف بزنم اخه اصلا حرف مشترک نداریم برا همین همون با شوهرم حرف میزنن حال مارو میپرسن منم میگم سلام برسون وسلام 

منم اصلا به خواهر شوهرام زنگ نمیزنم ولی شوهرم مدام حرف میزنه اونام به خودش فقط زنگ میزنن اصلا ناراحت ...

درسته که حرف خاصی نداریم ولی یه سلام احوالپرسی نشونه احترامه. من تین احترام رو دادم اما دریافت نکردم. دیگه هم حماقت نمیکنم اگه اونا زنگ نزنن منم نمیزنم

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 

دست رو دلم نداریم که خونه خوووون 

من ۱۹ سالمه و همسرم ۳۲ 

ما قبل ازدواج دوس بودیم همو دوس داشتیم من چهار تا جاری و دو خواهرشوهر  دارم 

از قضا این جاری من ۳۶ سالش 

من اوایل نامزدیم میدیدم میگفتم عه چرا این اینجوری میکنه نکنه از حسودی منه بعد ها دیدم نه انگار خبراییه 

رفته رفته رفتار هاشون زشت شد هی شوخی های زشت لفظی فیلم سوپر فرستادن و شوخی بدنی کردن و چت کردن و بلافاصله پاک کردن و شوهرم گوشیشو چک میکرد و خیلی عذاب ها سرش کشیدم که واقعا نمیدونم چجوری بیان کنم منم دوسال صبر کردم بسختی 

ولی در طی دو سال التماس شوهرمو میکردم ک نکن زشته من عذاب میکشم نکن و.... اون زیر بار نمیرفت میگفت مگ من چ میکنم مثل خواهر برادریم ما.  باهم بزرگ شدیم الا پسر جاریم هم سن منه... واقعا روزای سختی بود تااینکه من قهر کردم و رفتم خونه مادرم و اعلام کردم طلاق میخوام رفته بود پیش داییم اینا گفته بود چشه گفته بودن میخواد طلاق بگیره اینم بگم من دلیل قهرمو به کسی نگفته بودم... تااینکه قول داد ادم بشه منم برگشتم ولی بازم چت میکردن و پاک میشد تا اینکه تونستم ب مامانم ثابت کنم و اونم اومد حسابی با شوهرم برخورد کرد گفت مدرک دارم اگ نمیخوای رسوا بشی بذار زمین حرکات زشتتو

البته بگم ما دوست خونوادگی داریم ک تو این قضیه خیلی کمکم کردن اون همیشه وقتی با شوهرم بودن بهش میگفت زنا خیلی خوبه مواظب باش از دستش ندی اسمت در اومده با زنداداشت مواظب باش ابروت نره خلاصه سربسته تذکر میداد خدا خیرشون بده هنوزم میدونم بهشون من خیلی خون دل خوردم تا تونستم ادبشون کنم الان میشه گفت اصلا رفت امد نداریم جاریام همگی قرار بیرون میذارن میرن گردش اصلا به ما نمیگن انگار غریبه ایم شوهرم اوایل میگفت تو باعث شدی اما الان متوجه اشتباهش شده اما به روش نمیاره...قضیه خیلی طولانیه خواهر🙄

خدا جووووونم شکرت ❤️ بـخاطر تمام داده ها و نداده هات⁦❤️⁩ میشه واسه سلامتی مامانم و دخترم یه صلوات مهمونم کنی 🥺🤍 من به آینده امیدوارم ✨ 

دست رو دلم نداریم که خونه خوووون  من ۱۹ سالمه و همسرم ۳۲  ما قبل ازدواج دوس بودیم همو دو ...

😒😒چه عذابی کشیدی.... حالا ایشالا دیگه خوشیهای زندگی رو ببینی عزیزم. من نمیدونم این مردا چرا انقدر تنوع طلبن

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
😒😒چه عذابی کشیدی.... حالا ایشالا دیگه خوشیهای زندگی رو ببینی عزیزم. من نمیدونم این مردا چرا انقدر ...

این قضیه به تنوع طلبی ربطی نداره شوهرم من وقتی بدنیا اومد پدر مادرش پیر بودن خواهرشوهرم تا وقتی شوهر کنه زحمتشو کشید بعدم اون جاریم اومد و کاراش و میکرده این پنج شیش سال اخیر رابطشون اینجوری شده بود.... بنظر من از وابستگی شدید بوده و اینکه خونواده رفتار زشتشونو بهشون گوشزد نکردن.. یه رابطه برادرشوهر و زنداداش بعد های دیگه به خودش گرفته من مقصر اصلی تو این قضیه اول مادرشوهر بی مسئولیت و ولگردم بعدم برادرشوهر بی غیرتمو میدونم و ازشون نمیگذرم


خدا جووووونم شکرت ❤️ بـخاطر تمام داده ها و نداده هات⁦❤️⁩ میشه واسه سلامتی مامانم و دخترم یه صلوات مهمونم کنی 🥺🤍 من به آینده امیدوارم ✨ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108