2777
2789
عنوان

رفتار جاری😑

| مشاهده متن کامل بحث + 1015 بازدید | 39 پست
چی بگم اخه از روابطشون نمیدونیم ما مثلا اگه اونا سن بالا باشن و همسرت جای بچه اونا شاید خوب شده براش ...

ناراحت میشم بگم چرا؟ چون به خواهراشم زنگ میزنه و بهشون پیام میده. اوایل میگفتم بده منم با فلانی صحبت کنم که بدونه مشتاقم. یا وقتی همسرم نبود طبق توصیه کارشناسا زنگ میزدم به مادرش یا خواهرش حرف میزدم باهاشون. ولی یکبار نشد فقط به خاطر من زنگ بزنن تلفن خونه یا به موبایلم! همش زنگ میزنن به موبایل همسرم.... منم جدیدا تصمیم گرفتم تا کسی به خودم زنگ نزنه بهشون زنگ نزنم اصلا.جاریام باهام در تماسن

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بله ناراحت ميشدم از همين خواهر و برادريم به صدجا ميكشه اين جوونه از كجا معلوم اونا اويزون نشن بهش؟؟؟ ...

منم به همین دلیل میترسم. مطالعم در این موارد زیاده. چند بار به چند روش باهاش صحبت کردم وقتی اولین بار دیدم جدی حرف زدم ناراحت شد, دفعات بعدی با شوخی گفتم, مثلا دیروز بهش گفتم ببینم خانم گلت اول صفحه چتته؟ بعد دیدم جاریمه. گفت خب عشقم هرکی اخر پیام بده میاد بالای چت دیگه. منم به شوخی گفتم خب منو پین کن که بالا باشم😝😆گفت پین چیه دیگه😆

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
سخت نگیر شوهر منم گاهی اینطوریه آخه جاری من پسرش هم سن منه ینی وقتی شوهرم شش ساله بوده جاریم عروسشون ...

منم مطمئنم ولی این صمیمیت ها عاقبت خوشی نداره. بهرحال بعد ازدواج چشم و گوش پسرا بازتره. با دوران بچگی فرق داره احساسشون

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
دست رو دلم نذار ک منم ازهمین دارم زجر میکشم منتهی شوهرمن زنگ نمیزنه جاریم ول کنش نیس.حالام ک با ی خط ...

تو دیدی چیا میگن بهم؟ 😔میفهمم حس خوبی نیست اصلا. یا اینکه من از حاریم مطمئنم و خیلی خانمه اذیت میشم. چه برسه عمس و اینام بذاره😢

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
منم مطمئنم ولی این صمیمیت ها عاقبت خوشی نداره. بهرحال بعد ازدواج چشم و گوش پسرا بازتره. با دوران بچگ ...

خب عزیزم وقتی سی سال اینطوری بوده که من نمیتونم کاری کنم نمیشه عوضش کرد ترجیح میدم خونسرد و بی تفاوت باشم و خون خودمو کثیف نکنم تازه دوتا جاری های من دخترخاله های شوهرم هستن دیگه فکر کن چقد صمیمیتشون تو حلقمه

تو دیدی چیا میگن بهم؟ 😔میفهمم حس خوبی نیست اصلا. یا اینکه من از حاریم مطمئنم و خیلی خانمه اذیت میشم ...

من ازجاریم مطمعن نیسم میدونم ک کاری میکنه شوهرم ازمن زده بشه همینجور ک کاری کرد خونواده شوهرم باهام کاردوپنیر شدن.ی بارش دیدم پیام داده بود ب اسم دخترش قربونت برم عموجون خیلی دوستت دارم درصورتی که دخترش اصلا ب عموهاش اینجوری نمیگه.

بهشت آنجایی است که؛به جایِ نوشتن...آرام درِ گوشش بگویی؛تو تموم زندگیمی.  
چرا مثلا یه موقع که جمع باشیم دور هم شوهرم خیلی باهاش شوخی کنه و دوتایی بازی کنن و اینا یه جوری میشم ...

منم مثل تو بروز نمیدم. اوایل به شوخی محکم میزد تو کمر جاریم از این شوخیای خرکی پسرونه که داداشا و خواهرا باهم میکنن. یا یبار با موتور رفت دنبال جاریم, گفتم با ماشین باید بری زشته, گفت مگه اواین باره! ما این حرفا رو با هم نداریم. راست هم میگه, مادرش باید تذکر میداد از اول, الان براش این مسائل عادیه

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
خب شما هم با برادر شوهرت صمیمی شو عزیزم برادر شوهر خیلی خوبه مثه برادر خود ادمه من ک خیلی دوسشون دار ...

نمیگم صمیمی نیستم. وقتی دور هم باشیم میگیم میخندیم باهم ولی واقعا دلیل و نیازی نمیبینم دور از همسرم و همسرش با هم در ارتباط باشیم

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
منم مثل تو بروز نمیدم. اوایل به شوخی محکم میزد تو کمر جاریم از این شوخیای خرکی پسرونه که داداشا و خو ...

اره دقیقا اینجور چیزا رو ازاول مادرشوهر باید تذکر میداد نکه هی بگن اینا خیلی باهم خوبن همو دوستت دارن نمیفهمن عروس بعدی زجرشو میکشه

بهشت آنجایی است که؛به جایِ نوشتن...آرام درِ گوشش بگویی؛تو تموم زندگیمی.  
خب عزیزم وقتی سی سال اینطوری بوده که من نمیتونم کاری کنم نمیشه عوضش کرد ترجیح میدم خونسرد و بی تفاوت ...

از قبل فامیل باشن صمیمی ترن راست میگی

انقد بخند که ابرا ببارن, مقصد جاییه که غم ها نباشن 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108