2777
2789

من یک خواستگار دارم که واقعا ازش خوشم میاد و دوستش دارم و خیلی موقعیت خوبی هم داره همیشه آرزوم بوده این بیاد خواستگاریم اما حتی فکرش هم نمیکردم ی روز بیاد .




اما شانس بد من چند ماه پیش به قصد ازدواج با پسرعموی همین پسرع آشنا شدم جریانش طولانیه چون فکرش هم نمیکردم این قراره بیاد خواستگاریم ، با پسر عموش دوماه باهم در ارتباط بودیم توی این دوماه هم توی چت هم تلفنی حد و مرز خودمو رعایت میکردم در حدی که رسمی باهاش حرف میزدم چون واقعا فقط هدفم ازدواج بود ، اونم اولش خودشو خیلی خوب جلوه داد و با ادب ، با خودم گفتم خب با همین ازدواج میکنم چون بدم از رابطه بدون هدف میاد، ی بار از دور قرار گذاشتیم دیدمش ، ی بار هم از نزدیک و توی ماشینش ، متاسفانه فک میکردم این واقعا قصد ازدواج داره اجازه دادم توی ماشین منو بوس کنه و بغل کنه ، خودش دستش زور داشت دست منو کشید اینور و به پایین تنه هم دست زد نمیدونم چرا اون لحظه هیچی نگفتم ساکت موندم. ولی بعدش میخواست به بالاتنه دست بزنه اجازه ندادم و اینکه با دست میخواست شلوارمو بکشه پایین که از پشت رابطه برقرار کنه من اجازه ندادم و کشیدم بالا گفتم این چ کاریع ولی دعوا هم نکردم فقط گفتم من با این چیزا مخالفم و دوست دارم رابطه سالمی داشته باشم و... بعد از اینکه اومدم خونه باز کلی پیام دادم بهش ک حق نداشته همچین کارایی کنه چجوری بخودت اجازه دادی رابطه خواستی و این جور حرفا ، اونم گفت تو هر رابطه ای این چیزا پیش میاد ، من که کاری نکردم فقط چندتا بوس بوده ، رابطه هم ممکنه پیش بیاد ، منم گفتم که من همچین رابطه ای نمیپسندم و دنبال رابطه سالم و ازدواجم ، اونم گفت که باشه قبوله ، اما بعد یک هفته سرد شد و گفت ک من شرایط ازدواج ندارم پای من نمون اگه میخوای فقط دوست بمونیم ، منم گفتم نمیخوام دوست باشیم من اگه اومدم دیدنت چون فک کردم قصدت ازدواجع الآنم خودمو تنبیه میکنم، از خدا حلالیت میخوام و به زندگیم ادامه میدم و خلاصه کات کردیم ، اونم از خداش بود کات بشه ،




الان پسرعموش ک من آرزوم بود بیاد خواستگاری اومده ، اما من عذاب وجدان ولم نمیکنه ، میدونم ک اون پسره چیزی از ارتباطمون نمیگه بگه هم میتونم حاشا کنم چون مدرکی ندارم دستش ، فقط خودم عذاب وجدان دارم و احساس خجالت میکنم تورو خدا بگید چکار کنم ، از زیر طرف هم برام خیلی سخته از دستش بدم

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیوانه ایفکر کردی خواستگارت فقط با تو ...مطمئن باش قبل تو براش شرایط مشابه و بدتر پیش اومده منتها عذ ...

حالم بده دارم میمیرم بخدا

اونقدر اذیتم که با این پنج روز از پریودم گذشته دوباره پریود شدم.

دستم داره میلرزع

من بابام معتادع همیشه اذیت شدم تو خونه

پسرعموی قبلی فک کردم بگیره راحت میشم وگرنه اصلا اهل ارتباط نیستم.

احساس ناپاکی میکنم حالم از خودم بهم میخوره

میدونم خواهرش بهم گفته که خواستگارم دوست دختر اینا داره و کات میکنه باهاشون

ولی همش میگم اونا غریبه بودن

این ولی پسرعموشه


چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
حالم بده دارم میمیرم بخدا اونقدر اذیتم که با این پنج روز از پریودم گذشته دوباره پریود شدم.دستم داره ...

زرنگ باش به روی خودت نیار

قصدت ازدواج بوده منتها سادگی کردی

الانم دنیا رو برا خودت جهنم نکن

اینقد این دنیا کثافته بعدها خواهی فهمید کار تو چیزی نبوده و نیست

وای چقد شرایطتت سخته اینش بده که خواستگارت باهاش فامیله

آره مشکل همینه

و شانس من که تا الان پاک بودم

تو بدترین شرایط پاک موندم

اینم فک میکردم قصدش ازدواجه

دوست داشتم از این خونه که همیشه جهنمه برم

نمیدونستم قصدش سواستفاده ست

کثافت ایقدر اولش خودش رو خوب جلوه داد که من انگار رو ابرا بودم از خوشحالی

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
پسرا صد تا دختر از سر میگذرونن بعد عین عیسی مسیح ادای پاک بودن در میارن بدون هیچ عذاب وجدان و میرن س ...

بدشانسی من از اینه که پسرعموشه

کاش غریبه میبود

از شدت عصبانیت دارم بالا میارم

چون این خواستگارمو دوست دارم

میخوام جواب منفی بدم

حالم خوب نیست

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
زرنگ باش به روی خودت نیارقصدت ازدواج بوده منتها سادگی کردیالانم دنیا رو برا خودت جهنم نکناینقد این د ...

از نظر اون پسره من آدم ناپاکی ام

دوست داشتم تو خانواده شوهر همیشه سربلند باشم

نه اینحوری

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
ایشالا حل میشه مشکلت نگران نباش

بنظرت چکار کنم

جواب منفی بدم ؟

بیشتر از آبروی خودم دلم برا خوستنگارم میسوزه با اینکه صدتا دوست دختر داره

ولی عذاب وجدان دارم که دست پسرعموش بهم خورده

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
بنظرت چکار کنم جواب منفی بدم ؟بیشتر از آبروی خودم دلم برا خوستنگارم میسوزه با اینکه صدتا دوست دختر د ...

عه اونم دوست دختر داره؟

نمیدونم هرجور خودت صلاح میدونی اگه دوست داری رد کن اگر هم نه ازدواج کن و گذشته رو فراموش کن

اون اینقد دیده اصلا اهمیت نمیدهبعدم کار خاصی نکرده

والا کثافت در اومد گفت کاش خونه داشتم میرفتیم خونه بهش گفتم من خونه بیا نیستم .

احساس میکنم همین که دست زده بهم خیلییییی وحشتناکه و حالمو بد میکنه .

من برم خونه خواستگارم اون اونجا باشه باید چجوری رفتار کنم ؟

چشم ها عاشق میشن،ریه ها تاوان پس میدن:))
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز