2777
2789
عنوان

بیاید راه حل بگید❌️❌️❌️

1 بازدید | 2 پست

سلام خانما

من ۲۰ روزه که عمل جراحی شدم

خانواده پدرم به شدت آدم های بد ذات و کثیفی هستن

از اینا هستن که سر درد بگیرن ما زنگ نزنیم، دهن به دهن میکنن تا به گوش مون برسه که چرا زنگ نزدید

ما ۲ ساعت باهاشون فاصله داریم. بابام تا حالا برای چند تا از خواهر زاده و برادر زاده هاش وقتی چیزیشون شده سریع رفته خودشو رسونده برای عیادت

ولی الان تو این ۲۰ روز کلا دو تاشون به من زنگ زدن فقط. اون عموم که بابام برای دو تا از بچه هاش رفته من الان به گوشم رسیده که هفته ی پیش تا نیم ساعتیه ما با زنش اومده. ولی حتی زنگ نزده حالمو بپرسه چه برسه به اینکه بیاد عیادت. خب وقتی پدر من برای دو تا از بچه هاش رفته اونم الان متقابل باید بیاد دیگه درسته؟؟

مخصوصا اینکه تا نزدیکی ما اومده!! حالا من میخوام اینو به بابام بگم ولی نمیدونم چجوری بگم چون یکی از زن عمو هام بهمون گفت اگه بگم اون گفته میرن پدر اونو در میارن زندگیشو سیاه میکنن عموم هم میوفته به جون زنش.

اومده بودن برای تشییع جنازه رهبر، به نظرتون اینکه بگیم مامانم اونجا تو جمعیت یه لحظه اونا رو دیده به نظرتون تابلو نیست؟

ضمنا برای من اصلاااا زنگ نزدن و نیومدن اونا مهم نیست اتفاقا خوشحالم چون میخوام ب این بهونه باهاشون رابطمو قطع کنم شوهرمم میدونه چقدر ب درد نخورن

فقط برام مهمه که ب بابام بگم که سنگ اونا رو به سینش نزنه


توقع رنج است...همونجور ک گفتی برات مهم نباشه،ب بابات فقط بگو ک همه مثل مانیستن ازاین ب بعد میانه رو باشیم چیه ادم بخواد دورشو ازاین جور ادما پرکنه والا دور ادم نباشن بهترن

توقع رنج است...همونجور ک گفتی برات مهم نباشه،ب بابات فقط بگو ک همه مثل مانیستن ازاین ب بعد میانه رو ...

من ک اصلا توقع ندارم، اتفاقا همونطور ک گفتم از خدام بود زنگ نزنن. چون بابام خیلی خیلی بهشون ارزش میده مثلا ماه پیش بچه عمم عفونت گرفته بود بابام با اصراااار به من گفت زنگ بزن به شوهرت هم بگو به شوهرش جدا زنگ بزنه. آخه عمم از دو سال پیش با من قهر کرده بود من میگفتم وقتی قهریم نمیخوام زنگ بزنم اما بابام انقدر بهمون اصرار کرد ک هم من هم شوهرم زنگ زدیم. بابام خودش هم که شورشو درآورده بود روزی دو سه بار هم ب خواهرش هم به شوهرش زنگ میزد و کلی ابراز شرمندگی و معذرت خواهی میکرد ک پام درد میکنه نتونستم بیام تازه با این حال باز اونا گله کرده بودن که چرا نیومدین

الان اون عمه ی من امروز تازه زنگ زد و منم مجبوری جوابشو دادم حالا بابام میگه دیگه زنگ زده دیگه اشکال نداره. بعد از ۲۰ روز فایده نداره زنگ زدنش که آخه وقتی از روز اول خبر داشته من جراحی شدم. چونخودشون همیشه میگن ما امروز مریض شدیم طرف فردا باید زنگ بزنه دو روز دیگه به چه درد میخوره

الانم میخوام بابامو توجیح کنم ک داداشت تا اینجا اومده ولی یه سر به من نزده ولی نمیدونم بگم از کجا میدونم که برای زن عموم دردسر نشه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز