آخه من براش فروردین یه جشن بزرگ گرفتم که خیلی سوپرایز شد. گفت پول ندارم همش قبل تولدم میگفت. صبح تو ...
باز خداروشکر کن به نظرم. ببین شوهر من برای من هیچ کار نکرد. نه جشن عقد، نه سرویس طلا، نه آینه شمعدون، نه خرید عرپسی. اونوقت واسه تولد جاریم رفت براش گوشی خرید پارسال که خداروشکر چند وقت پیش خراب شد. بهش گفتم که خیلی خوشحال شدم که گوشیش خراب شد. پولش حروم بود حق من و بچم بود.
بله متاسفانه. شوهر من آدم خیییلی ترسوییه. میگه براش گوشی خریدم که اگه یه روزی برادرم خواست برای من کاری بکنه زنش نظرشو عوض نکنه. یعنی در این حد. البته خیییلی چیزا هست که اینجا مجال گفتنش نیست. به نظرم شمام زیاد حساس نشو به تاریخ تولد و این چیزا. من دیدم شوهرم بهم اهمیت نمیده منم بهش اهمیت ندادم. باور میکنی یکم خرداد سالگرد عقدمون بود اصن یادم رفت. سوم یادم اومد. درصورتی که باورم نمیشد که روزی من سالگرد عقدم رو فراموش کنم
گور سر خودش و جاری. راستش اولش اون گوشی رو واسه خودش خریده بود ولی از کارکردش زیاد راضی نبود به من گفت بریم بدیم واسه هدیه ی تولد اون عنتر خانوم که من مخالفت کردم ولی کار خودشو کرد. البته بعدش پشیمون شد که خب پشیمونی فایده ای نداره.
میدونم چی میگی. من خیلی دوسش دارم اما یه جس خالی بودن تو قلبم دارم ... دیگه دوس ندارم بوسش کنم اما ب ...
مثل من. به نظرم اون یه ذره هم که دوسش دارم بخاطر اینه که خودم نیاز دارم که محبت کنم. یعنی برای ارضای نیاز دوست داشتن دیگران دوسش دارم. ممکنه هر کسی جای اون شوهرم بود همین حسو بهش داشتم
مثل من. به نظرم اون یه ذره هم که دوسش دارم بخاطر اینه که خودم نیاز دارم که محبت کنم. یعنی برای ...
من دوسش دارم بخاطر گذشته که عاشقش بودم. ۷سال دکستی ۴ سال ازدواج. ۱۱ سال میشناسمش. بخاطر عشق خودم حسی که داشتم تو قلبم دوسش دارم. اما میشه گفت دیگه خستم و نمیکشم