سلام ببین کاملا فهمیدم چی میگی.
این مشکلو کنم دارم.
همسر من به شدت وابستس،با این که سنوات زیادی از زندگی ما گذشته اما به قیمت چندین روز قهر و دلخوری بین من حرف اشتباه و زیاده خواهی خانوادش قطعا انتخابش دومیه.
خیلی کارا رو فقط برای خوشایند خانوادش میکنه.
اما برادرش درست عکس همسر منه.
مادر شوهرم که همراه با پدر شوهرم درخواست های نابجا از ما دارن همون درخواستو از برادر شوهرم ندارن میگن بدش میاد ناراحت میشه اخلاقش اینجوریه قهر میکنه.
همسر منم بارها اینو گفته.
اینا رو گفتم که بدونی میفهمم چی میگی.
برادر شوهر من خیلی ساله میخواد زن بگیره و نمیشه.
حتی اگه این تفاوت اخلاقم نبود این عروس تا یه مدت طلا بود براشون.
حتی اگه این همه مدتم طول نمیکشید باز عروس تازه تا یه ماه قطعا توجه ها میره سمتش و تو مواردی مثل زندگی ماها این توجه بیشتره.منم این نگرانی رو دارم.یه وقت هست اگه احترامتو نگه ندارن میتونی پاشی بیای بیرون و مطمئن باشی حمایت همسرتو داری یه وقتم باید خودخوری کنی و لبخند بزنی که مال من گزینه ی دوم محتمل تره. اما با خودم عهد کردم همین باشم که هستم. بدجنس نباشم نقشه کش نباشم مهربون باشم به اندازه و کار خودمو بکنم. جاریم میخواد هرکاری بکنه،سال ها پیش که منو برای پسرشون گرفتن خیلی برام کم گذاشتن از هر نظر که فکرشو بکنی مادی. معنوی.
پس چیزی کم ندارم که بخوام بابتش غصه بخورم.
تفاوت رفتار اونام اگه در حد نوعروسی باشه طبیعیه اما اگه زیاده روی باشه بی شعوريه.
اگه حمايت داری ماجرات فرق داره اگه نداری و جاری خوبی گیرت اومد سعی کن باهاش دوست بشی.
شاید این بهترین راه برای من و تو باشه.