سلام همسفرِ ناتمام من
امشب میخوام درمورد یکی از رویا هایی که برات داشتم بگم ☺️⚘️
عاشق خودت بودم و عاشقِ حرفه ای که توش هستی
عاشقِ حس خوبِ کمک کردنت به یادگیری بچه ها بودم
همیشه تو دلم میگفتم من باید تو زندگی محمد لیلی قصه ها بشم همونقدر عاشق باشم ..و همونقدررر کنارِ تنها عشق زندگیم ...
رویام این بود روزِ ۱۲ اردیبهشت که روز توئه 🥺🧡
تو خونه رویاهامون
دقیقا همون خونه ای ک الان داری برای یه عروس دیگه اماده اش میکنی 💔😔
مسیر رو راه پله ها رو گل بریزم تا ورودی خونه
برات بادکنک بزنم
یه دیزاین خوشگل بزنم
کیک نارانجی بگیرمم همون رنگگگ مورد علاقت😍🙃
مامان باباهامونو دعوت کنم
و یه جشن مفصل برات بگیرم
طوری ک خستگی یه سال تلاشت در بره
طوری ک بیای توووو
برف شادی بریزم رو سرت
و بیای و ببینی همه دور هم جمعیم
و تو رو قدر دانیم
منم بغلت کنم :))))))
و کیف کنیم از این عشق
از این زندگی دوتایی
.
.
.
شد یه خواب
شد یه حسرت
از من ک گذشت خانمت خوشحالت میکنه حتما بعدا 💔
*یه توضبح برای خوانندگان ما هر دو الان مجردیم
صرفا برای این گفتم که فک نکنید عاشق یه ادم متاهلم *