شماهم اگه خاطره ای دارین بگین
من با شوهرم میرفتم دندون پزشک
پسره ی اوسکول آهنگ میخوند برام میگفت نسیم خانم چشم عسلی وقتی میخواستم رد بشم بشینم خودشو به سمت عقب خم میکرد
همش آهنگ میخوند
بهم میگفت چقدر آب دهن داری انگار آبشاره
شوهرم میگفت این همش داره لاس میزنه با زنا 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حرصی میشد